مرتضى مطهرى
269
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تصويرى كه روى شبكيهء چشم واقع مىشود نقشش فقط اين است كه يك حلقهء ارتباطى است ميان بدن و نفس . به مرحلهء مغز كه مىرسد ، به مرحلهء اعصاب كه مىرسد باز اين مرحلهاى است كه تازه دستگاه ادراكى مىخواهد خودش را با طبيعت مرتبط كند . تازه به مرحلهء سلسلهء اعصاب هم كه برسد هنوز نفس ارتباط ندارد ، يعنى او عين نفس نيست تا اينكه مىرسد به آن مرحلهاى كه نفس مشابه آن را مىسازد ( شايد هنوز مراحل وسطى هم وجود داشته باشد كه ما نمىشناسيم ) . مىگويند اين صورت مادى وقتى كه روى اعصاب قرار مىگيرد معد مىشود براى اينكه نفس شبيه آن را پيش خودش بسازد ؛ يعنى قوهء حاسه كه يك قوهء نفسانى است از آن تصوير متأثر مىشود و يك واقعيتى از او مىسازد ؛ مشابه و مماثل او را مىسازد . بعد عكسى كه در ذهن برداشته مىشود از آن واقعيت است . آنچه كه ذهن به عنوان صورت درك مىكند صورت آن واقعيتى است كه نفس خلق كرده است ؛ يعنى آنچه كه ذهن به هر صورتى درك مىكند با آن حلقهء اتصالى كه با ذهن ارتباط پيدا كرده است يكى است ، با او اختلاف ندارد . ادلهء وجود ذهنى دلالت نمىكند كه آنچه كه من در ذهن خودم درك مىكنم با آن ديوارى كه در آنجاست بايد منطبق باشد ؛ ادلهء وجود ذهنى دلالت مىكند كه آنچه كه ذهن درك مىكند با آن واقعيتى كه بلاواسطه ذهن به او رسيده است يگانگى دارد « 1 » . بنابراين از اين نظر تضادّى نيست . بعلاوه ، اين نظريهء علمى خودش قابل مناقشه است ( حالا ما بنابر اصول اين را مىگوييم ) . اينها مىگويند كه آنچه در خارج وجود دارد ماده است و حركت و موج . بحث در اين است كه خود ماده را به چه وسيله درك مىكنيم ، حركت را به چه وسيله درك مىكنيم ؟ اگر بنا بشود كه اين امر براى ذهن ممكن باشد كه بتواند چيزهايى را خلق كند كه يا اصلا در خارج وجود ندارد يا اگر وجود دارد به گونهء ديگرى است [ چگونه مىتوان مطمئن شد كه آنچه را به عنوان حركت درك مىكنيم واقعا حركت
--> ( 1 ) . - يعنى با تصور خودش ؟ استاد : نه با تصور ؛ با مرحلهء قبل از تصور ، آن صورتى كه از خودش و در درون خودش خلق كرده است . - به هر حال واقعيت خارجى نيست . استاد : بله ، آن غير واقعيت خارجى است .